هکتیویسم طوفان

سلام! به اطلاع شما می‌رسانیم محتواهای این مطلب در وضعیت چرک‌نویس قرار دارد و هم‌اکنون درحال سپری کردن فرایند تدوین، تکمیل و بازنگری محتوا می‌باشد و صرفا جهت اطلاع مخاطب اصلی آن منتشر گردیده است. لذا حذف شدن این پیام به معنای انتشار نهایی این مطلب می‌باشد و به محض این اتفاق ما حتما این موضوع را از طریق این کانال در تلگرام اطلاع‌رسانی خواهیم کرد.

پیشگفتار

دستیابی جوامع بشری به برقراری ارادهٔ مردم و در اختیار گرفتن دارایی‌ها، امکانات، فرصت‌ها و هر آنچه که پیش‌شرط و لازمهٔ جوامع توسعه‌یافته است، تنها هنگامی ممکن و مقدور است و خواه یا ناخواه روی خواهد داد و تاثیر اجتناب‌ناپذیر خود را بر روی حاکمان خواهد نهاد که عارضه‌ها و معضلات اجتماعی و رفتاری در میان اکثریت غالب مردم تضعیف شود و متوسط مؤثر افراد جامعه، بجای پیروی سودجویانه از ناهنجاری‌ها، در برابر آن ایستادگی کنند.

چنین اقدامی ممکن نمی‌شود و جامعه به این مرحله نخواهد رسید، مگر آنکه «شعور متوسط جامعه» به میزانی از رشد رسیده باشد و «دانایی» به میزان لازم در میان اکثریت افراد جامعه، گسترش یافته باشد. منظور از دانایی در اینجا، فقط اندوخته‌ای از اطلاعات و آگاهی‌ها نیست؛ بلکه منظور از آن، «خرد و شعور بالغ»، «درک و فهم تبیین داده‌ها»، «توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات و آگاهی‌ها» و «دیرباوری» در مقابل «زودباوری» است.

دانایی و شعور با ضریب هوش پیوندی مستقیم دارد.

نگاهی به وضعیت عمومی کشورها و میزان دستیابی آنان به معیارهای توسعه‌یافتگی و مقایسه آنها با ضریب هوش متوسط مردم آن کشورها نشان می‌دهد که:

۱- در جوامعی که متوسط ضریب هوش مردم بین ۸۰ تا ۹۰ است (برخی کشورهای خاورمیانه)، مردم در حال کوشش برای دستیابی به حق حاکمیت و تعیین سرنوشت خود هستند.

۳- در جوامعی که ضریب هوش متوسط مردم بیشتر از ۱۰۰ بوده است (برخی کشورهای آسیای شرقی و اسکاندیناوی)، علاوه بر اینکه به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در استقرار ارادهٔ مردم و گسترش رفاه عمومی رسیده‌اند، اما فکر تسلط استعماری بر کشورهای دیگر را در سر نپرورانده‌اند.

۲- در جوامعی که متوسط ضریب هوش مردم کمتر از ۸۰ است (برخی کشورهای آفریقای میانه و جنوب آفریقا)، افکار عمومی به مرحله‌ای از رشد نرسیده که چنین اندیشه‌ها و آمال‌هایی داشته باشد.

۴- در جوامعی که متوسط ضریب هوش مردم بین ۹۰ تا ۱۰۰ است (برخی کشورهای اروپای شمالی و آمریکای شمالی)، مردم تا اندازه زیادی به مقصود خود رسیده‌اند، اما در عین حال دست به رفتارهای استعماری و بهره‌کشی در کشورهای دیگر زده‌اند.

بر اساس داده‌های ضریب هوش(در گزارش ریچارد لین[۱])، دگرگونی‌های ساختاری و دائمی در کشورهای موفق، هیچگاه بطور ناگهانی و قبل از افزایش هوش و شعور متوسط عمومی، و نیز قبل از رفع عارضه‌های رفتاری اجتماعی رخ نداده است. پس بطور خلاصه، دستیابی جوامع بشری به حق حاکمیت عمومی و هر آنچه که مفروضات جوامع توسعه‌یافته و انسان‌محور است، منحصراً با افزایش خرد و دانایی و درک متوسط عمومی، که منجر به رفع ناهنجاری‌ها و معضلات رفتاریِ اکثریت غالب مردم شود، امکان‌پذیر خواهد بود و راه‌های دیگر، مسیرهایی کمربندی، تکرارشونده، موقتی و زودگذر خواهد بود که در زمان و فاصلهٔ کوتاهی به نقطهٔ آغازین خود باز خواهند گشت.

هر شخص و مقام و تشکل و رسانه‌ای که از روی درک مسئولیت اجتماعی، در برابر سوءاستفاده کنندگان از معضلات رفتاری جامعه دست به روشنگری بزند، برای رفع آن معضلات رفتاری بکوشد و افکار عمومی را متوجه عواقب و پیامدهای آن کند، گامی در راه افزایش دانایی و در نتیجه دستیابی به جامعه‌ای آرمانی برداشته است. سرعت و بلندی این گام‌ها در قیاس با پیوستگی و تداوم آن اهمیت کمتری دارد.

چنین کوشش‌های آرمان‌گرایانه، به ناچار می‌باید با روشنگری و انتقاد دائمی و خرده‌گیری از سه جناح گوناگون همراه باشد: حاکمان، مخالفان حاکمان و افکار عمومی. چنانکه یکی از این سه جناح به دلایل مصلحت‌آمیز از گردونه روشنگری و انتقاد کنار گذاشته شوند و برای جلب توجه، به مدح حاکمان یا مدح مخالفان حاکمان و یا مدح افکار عمومی پرداخته شود؛ چرخهٔ تکرار و تداوم سلطه از کار نمی‌افتد و به شکلی دیگر به حیات خود ادامه خواهد داد.

روشنگری و انتقاد دائمی و خرده‌گیری
از سه جناح گوناگون همراه باشد: حاکمان، مخالفان حاکمان و افکار عمومی.

به این روش دیالکتیک یا مثلث هگل هم گفته می‌شود

بدیهی است که چنین جبهه‌های گسترده و متنوعی، با واکنش تند و سرکوبگرانه‌ای از همه طرف مواجه خواهد شد و هر یک از آن جبهه‌ها با نوعی ابزار سرکوبِ مناسب خود به مقابله بر خواهند ساخت. افراطیان ناآگاه و عصبی مزاج، منفعت جویان و نیز کسانی که تحمل روشنگری و نقد را ندارند از هر سو «یک چراغ روشن» را محاصره خواهند کرد.

اما چاره‌ای جز این نیست و این معبری است که جز با پایمردی و فداکاری دانایان و خردمندان آن جامعه، و جز با از خود گذشتگی سیاسیون دلسوز و روشنفکران و رسانه‌های آگاه به مسئولیت اجتماعی کوبیده و هموار نمی‌شود.

رسانه‌های امروز، هم تاریخ‌ساز هستند و هم تاریخی برای فردا. تمامی کسانی که به هر شکلی دستی بر قلم و زبانی برای بیان دارند، جایگاه ترکیبی مصلحان اجتماعی و تاریخ نویسان گذشته را دارا هستند که به لطف دانش و فنون امروزی، از پیله وابستگی به دربار پادشاهان رها و آزاد شده‌اند. موقعیتی ممتاز از ترکیب مصلحان اجتماعی و مورخان که مشابه آن هیچگاه در تاریخ بشر وجود نداشته است.

آنچه که امروزه، هر کس، به هر شکلی و در هر جایی می‌نویسد و می‌نگارد،
خود کوششی برای آرمان‌های امروزِ آنان و نیز تاریخی برای آیندگانشان است.

اگر این نوشته‌ها و آثار با درک مسئولیت اجتماعی و منافع همگانی و با رویکرد و روشنگری واقع‌بینانه و غیر احساساتی توأمان باشند و در برابر سوءاستفاده از ناهنجاری‌های اجتماعی از خود مقاومت و ایستادگی نشان دهند، به وظیفه خود در قبال نسل امروز و آینده عمل کرده و جامعه‌ای شکوفا و تاریخی راستین برای آیندگان برجای می‌نهند که آنان می‌توانند برخلاف امروزیان از گذشته خود درس بگیرند و اشتباهات مکرر و دیرین را تکرار نکنند.

و اگر چنین رویکردی در پیش نگیرند،
معاصران و نسل‌های آیندهٔ خود را دچار گمگشتگی و سرگشتگی خواهند کرد
و سرنوشت آنان را قربانی منافع زودگذر امروزین خود خواهند نمود


۱.«ضریب هوشی و ثروت کشورها» نام کتاب بحث انگیزی است که در سال ۲۰۰۲ منتشر گردیده است. نویسندگان این کتاب دکتر ریچارد لین، استاد روان‌شناسی دانشگاه اولستر در ایرلند شمالی، و دکتر تتو ون‌هانن، استاد علوم سیاسی دانشگاه تمپر در فنلاند هستند.(بیشتر بدانید)

با بازیگران آینده ایران آشنا شوید: شهروند عاصی

سوال: جامعه ایران در چه وضعیتی قرار دارد؟ ویژگی‌های این وضعیت اجتماعی چیست؟ مشکل جامعه ایران را چگونه می‌توان صورت‌بندی کرد؟

شهروند عاصی، شهروندی است که از وضعیت زندگی خود خسته شده، از شیوهٔ اداره کشور و جامعه ناراضی است و چشم‌اندازی برای زندگی خود نمی‌بیند. نه وضعیت برای او قابل تحمل است، نه قدرتی برای تغییر وضعیت زندگی خود دارد و نه امیدی که نهادها و سیاست‌های رسمی بتوانند کاری برای بهبود وضعیت او کنند.

اعتراضات اجتماعی محدود به حاشیه‌های اجتماعی نیست بلکه طبقات اجتماعی گسترده‌ای از وضعیت جامعه ناراضی‌اند و فشار نابرابری، تبعیض و نفی هویت‌های خود را تحمل می‌کنند. در مورد طبقات محروم اعتراضات با موج گسترده‌ای از تخریب اموال عمومی و خصوصی همراه بوده است و به همین علت، شکل و نوع آن متفاوت با اعتراضی است که در طبقات و گروه‌های بالاتر جامعه وجود دارد. به نظر می‌رسد خشم در بیشتر لایه‌های اجتماعی وجود دارد ولی شکل و شدت ابراز آن در گروه‌های مختلف متفاوت است. این همه خشم نشانهٔ آشکاری از پدیده‌ای تازه است که در صحنه اجتماعی سیاسی ظاهر شده است: شهروند عاصی!

آنچه مطالعه کردید در اصل مقدمه‌ای از یادداشت تحلیلی آقای محسن گودرزی بود که سعی می‌کند از طریق مفهوم «شهروند عاصی»‌ وضعیت جامعه ایران با داده‌های موجود در نظرسنجی‌ها توضیح دهد. خواندن این یادداشت خالی از لطف نیست و ادامه آنرا می‌توانید در اینجا مطالعه کنید.

خشونت و نفرت‌پراکنی
در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی

در همین ابتدا از شما می‌خواهم به حرف‌های این کاربر در شبکه اجتماعی توییتر خوب نگاه کنید و از خودتان این سوال را بپرسید که واقعا چرا ما باید شاهد اینچنین رفتارها و برخوردهای ناخوشایند در میان اعضای جامعه خودمان باشیم؟!

پاسخ این سوال را می‌توانید در ویدیو زیر مشاهده کنید. اما قبل از مشاهده این ویدیو لازم است به شما این هشدار بدهم که این ویدیو حاوی یکسری الفاظ و کلمات رکیک و زشت می‌باشد و من به عمد آنها را سانسور نکردم تا بتوانیم با حقیقت روبرو شویم:

فکر می‌کنم خودتان بخوبی متوجه این موضوع شدید که گویا برخی از جوانان کشورمان از قصد و بصورت هدفمند دارند این قبیل رفتار و برخوردها را انجام می‌دهند. شاید باورش خیلی سخت باشد، اما حقیقت دارد و متاسفانه آنچه را که از این لحظه به بعد می‌خواهم برای شما بازگو کنم، حتی از این مورد هم دردناک‌تر و غیرقابل باورتر نیز هست😟.

در ویدیو بالا مشاهده کردید که شخصی بنام ببعی[امیررضا(سینا) پوران] همواره دو شخص دیگر را مورد مخاطب خود قرار می‌دهد و … حال بزارید من این دو شخص را به شما معرفی کنم.

«باینری» لقب شخصی بنام «محمدامین وحیدی‌نیا» می‌باشد


«محمدرضا» لقب شخصی بنام «محمدرضا[سمانه/ندا] حقیری قزوینی» می‌باشد.

برای مثال آیا می‌دانید که این قبیل رفتارهای خشونت‌آمیز و تفرقه‌انداز دقیقا دارد توسط برخی از نوابیغ‌ نماهای داخل کشور به نسل جوان آموخته می‌شود؟!

آیا می‌دانید که این قبیل رفتارهای خشونت‌آمیز به قصد
و توسط برخی از نخبگان همین کشور به نسل جوان دارد آموزش داده می‌شود؟!